سيـژا دو كـورتـري
سيژا اهل كورتري،1 منطقدان و نحوي فلاندري (متوفا 1341). سيژا از سال 1308 تا 1323 پيشنماز نمازخانهٴ نوتردام در كورتري (بر كنارهٴ ليس در فلاندر) و از سال 1309 استاد دانشگاه پاريس، عضو سوربن و در سال 1315 رئيس آن بود. در مه 1341 درگذشت. كتابهاي زيادي به سوربن بخشيد (اين كتابها هنوز در كتابخانهٴ ملي پاريس باقي است).
او آثار متعددي نوشت كه تا همين اواخر چاپ نشده بودند و مهمترينشان رسالهاي است درباب نظريات راجع به دستور زبان.
قبلاً از نحويان نظري در ج 2 سخن گفتهايم، گرچه از بنيانگذار واقعي آن يعني شخصي به نام پيير هلي، كه در اواسط سدهٴ دوازدهم در پاريس تدريس ميكرد، ذكري نشده است؛2 بلكه يادداشت خود را با جان گارلندي (سيزدهـم ـ 1) شروع كردهام و همچنين از بوئتيوس داسيايي (سيزدهم ـ 2) و از رسالهٴ منسوب به دُنْـس اسكوت سخن گفتهام. باز شخص ديگري هست به نام ميشل دو ماربه كه تعيين زمان وي دشوار است.3 سيژا دو كورتري معرف پايان آن جريان جالب، ولي انحرافي است.
هدف نحويان هماهنگ ساختن دستور زبان با منطق، يا به عبارت ديگر، تلفيق دوناتوس و پريسكيانوس با ارسطو بود. تلاش آنان بهعلت افراط در لِمّـي بودن، بينتيجه ماند. آنان نتوانستند دريابند كه دستور زبان، مانند كالبدشناسي علمي توصيفي است و بهجاي قبول يك دستور زبان كاملاً منطقي كه در همهٴ زبانها يكي باشد، نه تنها دستور زبان را با منطق، بلكه با مابعدالطبيعه هم درآميختند! ولي در دستور زبان برخي جنبههاي منطقي وجود دارد و استخراج و بررسي آن شايان توجه ميتوانست باشد.
آموزشهاي نحويان نظري، چندان كار نحويان قديم از قبيل دوناتوس و پريسكيانوس را تحتالشعاع قرار نداد، بلكه موجب تكميل آن شد و كوشيد بدان اعتباري فلسفي ببخشد. در واقع، در برابر رسالات منظوم نحويان جديد، يعني ابرهارد بتوني و آلكساندر دو ويلديو (سيزدهم ـ 2)، براي مدت كوتاهي در پاريس بدانها فرصت زندگي دوباره بخشيد. نحويان قديم در سال 1328 از مدرسهٴ تولوز اخراج شدند، ولي در پاريس تا سال 1366 مقام خود را حفظ